غلامرضا تاجگردون

غلامرضا تاجگردون

نماینده مردم گچساران و باشت رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس

نماینده مردم گچساران و باشت رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس

بسیجی لبخند بزن؛

اندازه فونت :
  • تاریخ انتشار خبر: جمعه, ۱۹ خرداد , ۱۳۹۶ | ۰۴:۵۵ | کد خبر : 1259 |
  • به نام خدا

    بسیجی لبخند بزن؛

    من وقتی برادرم شهید شد لبخند زدم… وقتی دوستم در بغلم تکه‌تکه شد لبخند زدم… وقتی آتش خمپاره بر سرم بود لبخند زدم…

    از همان نوجوانیم معلوم‌الحال بودم تا به امروز. نمیدونم چی شد بعد از سال‌ها همان حالت واسم پیش اومد. الان که حدود بیش از سی سال از اون دوران میگذره و به قولی عاقل مردی شدیم، بازهم دیدم هنوز معلوم‌الحال هستم.

    صحن علنی نشسته بودیم، خبر اومد فاصله ۳۰-۴۰ متری صحن درگیریه و داعش اومده داخل! اونایی که مجلس رو میشناسن میدونن هیچ حفاظی تا داخل صحن وجود نداره و از بالا و پایین میشه به صحن حمله کرد. خبر رفت بیرون و رسانه‌ها پوشش خبری دادند… مردم و موکلین نگران بودند و به ما پیام می‌دادن. مأموریت همه ماها این بود که صحن را عادی بگیریم و همه‌چیز عادی باشه. این یعنی معلوم‌الحالی… آخه داعش بیست قدمی و عادی…

    نطق داشتیم؛ من نفر سوم بودم، نفر اول گفت اول شما صحبت کنید. آدم باید در این شرایط معلوم‌الحال باشه و نطق کنه و در خصوص یه چیزهای دیگه حرف بزنه. فعلاً که مأموریت ما این بود و اگه درب رو باز می‌کردن و اجازه خروج می‌دادن شاید مأموریت ما چیز دیگه ای می‌شد.

    بیرون بعضی‌ها نگران بودند و شاید ترس. کنار  دو دوست عزیزم آقای جعفرزاده و حاج زارع نشسته بودیم. هر دو جانباز جنگ. یاد جنگ افتادیم. بهشون گفتم بیاین عکس بگیریم من بفرستم بیرون و خبرنگارها هم همینو گفتن. بهشون گفتم: بسیجی لبخند بزن؛ اونایی که اهل جنگ بودن میفهمن این یعنی چی. این لبخند امام بود در اون دوران و در این دوران نیز کلام رهبرمان است که می‌فرمایند این ترقه بازیه…

    آره حاج‌آقا؛ ما معلوم‌الحالیم، شما ببخشید… ولی بدان، من لبخندم را فراموش نکردم و نمی‌کنم…

    انتهای پیام/ A.Kenarkoohi
    هفته نامه توازنسامانه اینترنتی مکاتبات مردمیسامانه پیامک